درد و دل های من
خدا را طلب کنید....همچون عاشقی که معشوقش را می خواهد...همانند فقیری که نیازمند طلاست...یا غریقی که یک نفس را می طلبد...
127

زندگی چیست ؟

اگر خنده است چرا گریه میکنیم ؟

اگر گریه است چرا خنده میکنیم ؟

اگر مرگ است چرا زندگی می کنیم ؟

اگر زندگی است چرا می میریم ؟

اگر عشق است چرا به آن نمی رسیم ؟

اگر عشق نیست چرا عاشقیم ؟

دکتر علی شریعتی


برچسب‌ها:
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ٢٠ شهریور ۱۳٩۱ ساعت : ۱:٠٦ ‎ب.ظ | نظرات ()

126

وقت کلاس رو به اتمام بود. دانشجوی دوره دکترای نروژی سوالی مطرح کرد: استاد، شما که از جهان سوم می آیید، جهان سوم کجاست؟ فقط چند دقیقه به آخر کلاس مانده بود. من در جواب مطلبی را فی البداهه گفتم که روز به روز بیشتر به آن اعتقاد پیدا می کنم. به آن دانشجو گفتم:
جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند، خانه اش خراب می شود و هر کس که بخواهد خانه اش آباد باشد باید در تخریب مملکتش بکوشد. (دکتر حسابی)


برچسب‌ها:
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ۱٥ شهریور ۱۳٩۱ ساعت : ٦:٥٤ ‎ب.ظ | نظرات ()

125

نامم را پدرم انتخاب کرد، نام خانوادگی ام را یکی از اجدادم! دیگر بس است! راهم را خودم انتخاب خواهم کرد....

«دکتر علی شریعتی »


برچسب‌ها:
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ۱٥ شهریور ۱۳٩۱ ساعت : ٦:٥٠ ‎ب.ظ | نظرات ()

124



بخاطر میخی نعلی افتاد، بخاطر نعلی اسبی افتاد، بخاطر اسبی سواری افتاد، بخاطر سواری جنگی شکست خورد،  بخاطر شکستی مملکتی نابود شد؛ همه اینها بخاطر کسی بود که میخ را بدرستی نکوبیده بود…


برچسب‌ها:
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ۱٥ شهریور ۱۳٩۱ ساعت : ٦:٤٤ ‎ب.ظ | نظرات ()

بعد از گریه

بعد از گریه بی دلیلت که وسطش خوابت برده، از خواب بیدار میشی و احساس سبکی میکنی.میری یه آب خنک میخوری و جیگرت حال میاد.بعد میری دوباره رو تخت دراز میکشی و به آینده پیش روت فکر میکنی...


برچسب‌ها:
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ۱٤ شهریور ۱۳٩۱ ساعت : ۱٢:٠٤ ‎ق.ظ | نظرات ()