درد و دل های من
خدا را طلب کنید....همچون عاشقی که معشوقش را می خواهد...همانند فقیری که نیازمند طلاست...یا غریقی که یک نفس را می طلبد...
خدايا شكرت!

خدايا شكرت!

خدايا شكرت از اينكه به من چشم سالم دادي تا بتونم ببينم . تصورشم خيلي سخته كه نتونم اطرافم رو ببينم.

خدايا از اينكه به من قدرت شنيدن دادي ممنونم . اگر يه لحظه نمي تونستم حرفاي بقيه رو بشنوم چقدر درد مي كشيدم.

خدايا ازت ممنوم كه به من قدرت تكلم دادي .اگه نمي تونستم حرف بزنم از درد و غم و غصه مي تركيدم.

خدايا از اينكه به من اين توان رو دادي تا بتونم حركت كنم خيلي خوشحالم و هزاران هزار بار ازت تشكر مي كنم.

خدايا ! به من يه بابا و مامان خوب دادي .صد هزار بار ازت تشكر مي كنم.

خدايا از اينكه يه دوست خوب مثله معصومه جونم بهم دادي صد بار تشكر مي كنم چون خيلي تو زندگيم منو راهنمايي كرد.

خدايا منو ثانيه اي رها نكن ،اگه تو منو رها كني ،من بدبخت ميشم.

خدایا تو آخره عشقی

خدا جون خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی به توان n دوستت دارم .


برچسب‌ها:
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ٢٢ آذر ۱۳۸٦ ساعت : ٥:٤۳ ‎ق.ظ | نظرات ()