درد و دل های من
خدا را طلب کنید....همچون عاشقی که معشوقش را می خواهد...همانند فقیری که نیازمند طلاست...یا غریقی که یک نفس را می طلبد...
جون من اینو تا ته بخون و درباره اش فکر کن

در تصاویر حکاکی شده بر سنگ های تخت جمشید هیچ کس عصبانی نیست، هیچ کس سوار بر اسبنیست، هیچ کس را در حال تعظیم نمی بینید، هیچ کس سر افکنده و شکست خورده نیست، هیچقومی بر قوم دیگر برتر نیست، و هیچ تصویر خشنی در آن وجود ندارد. از افتخارات ایراناین است که هیچ گاه برده داری در آن مرسوم نبوده، در بین این صد ها پیکره تراشیدهشده حتی یک تصویر برهنه وجود ندارد. بفرست برای همه ی ایرانیان تا یادمون بماند چیبودیم.

 

 

هویت

 

در جهان فرمان کورش اولین منشور بود

 

سر به تعظیمش سراسر با دل و با شور بود

 

سینه اسپارت را تا قلب یونان چاک کرد

 

پشت بُخت نحس را ساییده و بر خاک کرد

 

ما از اسلاف همان خونیم از آن ریشه اییم

 

پاسدار نام پاک پارس تا همیشه اییم

 

وقتی که ایران هست خلیج یعنی فارس

 

تاریخ می لرزد از خشم قوم پارس

 

جز این اگر باشد خلیج آبی نیست

 

بی سایه ی ایران غیر از سرابی نیست

 

تا میهن کاوه تابوت ضحاک است

 

این سرزمین از هر اهریمنی پاک است

 

صدها هزار آرش جان در کمان دارند

 

تیری اگر کاریست این عاشقان دارند

 

وقتی هویت را در نام می جوید

 

هر بی نشان ناچار صد یاوه می گوید

 

چیزی که در صلح است از جنگ می خواهد

 

قدرت اصالت نیست فرهنگ می خواهد

 

ما وارث کورش فرزند جمشیدیم

 

پیروزِ ِبی برده بت نپرستیدیم

 

ما ریشه ای دیرین در عشق و خون داریم

 

ما در شب تاریخ تا صبح بیداریم

 

 

هویت با صدای علیرضا عصار

 

 

شنبه عاطفهو شیما اومدن.حس توضیح ندارم.فقط میگم بی عدالتی تمام بود.عامل داره ول ول می گرده(می دونن تقصیر اونه).اونوقت چند نفر از همه جا بی خبر رو اخراج(موقت)کردن.

 

تازه!نمی دونین که چی شده؟اوه اوه.امروز شیما خیلی سروسنگین بود و اصلا تحویل نگرفت.بهتر من و عاطفه! آخه مامانش میگه من و عاطفه نمی ذاریم درس بخونه(چه حرفااااااااا !).

 

یه چیزی هم بگم.کسی که نتونه موفقیت دوستش رو ببینه حیف جرز دیوار که بخواد به دردش بخوره.مگه نه؟

 

ولی خداییش عاطفه (قربونش برم،عسل منه،جیگرمه) خیلی فداکاره.عزیز دلم.

 

خطاب به عاطفه:فکرت منحرف نشه عزیزم.بعد معصومه(ناراحت نشیاااااا) تو بهترینی گلکم.اگه می بینی بعضی اوقات با شیما بودم به خاطر اینکه درست و غلطش رو نمی دونم ولی حس می کردم بهم نیاز داره و من و تو هم نیاز داریم از هم دور باشیم.همین.ولی با اون حرف و کارش ازش دلگیرم اساسی.


برچسب‌ها: تخت جمشید , کوروش هخامنشی
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ۱٥ بهمن ۱۳۸٦ ساعت : ٥:۳۳ ‎ب.ظ | نظرات ()