درد و دل های من
خدا را طلب کنید....همچون عاشقی که معشوقش را می خواهد...همانند فقیری که نیازمند طلاست...یا غریقی که یک نفس را می طلبد...
باور کن
سلام  دوستای گل خودم.عزیزای دل.به به!!!!

عزیزای دلم.شما که میاین اینجا یه اغلام حضور کنین .بابا کامنت بذارید.بگید اومدید.من کلاً تو تبادل لینک پایه ام.

حالیا معجزه باران را باور کن

و سخاوت را در چشم چمن زار ببین

و محبت را در روح نسیم

که در این کوچه تنگ

با همین دست تهی

روز میلاد اقاقی ها را جشن می گیرد

خاک جان یافته است

تو چرا سنگ شدی؟

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟

باز کن پنجره راو بهاران را باور کن

 


برچسب‌ها:
نويسنده : مهکامه سادات تاريخ : ۱۱ فروردین ۱۳۸٧ ساعت : ۱٠:٢٦ ‎ب.ظ | نظرات ()