از دست این دانشگاه...

تصور کنید که تب دارید، گلوتون درد میکنه و به زور آب دهنتون رو قورت میدید، انگار یه تریلی 18چرخ از روتون رد شده و صبح ساعت 10 کلاس دارید،اونم تو تهران و راهی هم که باید برید 2ساعته... صبح بیدار میشید و با این حالتون میگید من باید برم دانشگاه اگه نرم از درسم عقب میمونم... به زور از تخت بلند میشید و حاضر میشید...شانس میارید و تو مترو یه جا برا نشستن گیر میارید..اما دیگه تو متروی شهری و اتوبوس از این خبرا نیست....40دقیقه وایمیسید...از کوچه دانشگاه که سربالایی هم هست با هر بدبختی شده بالا میرید و دو آسانسور هم که غلغله ست...با پله میرید بالا... میبینید بچه ها تو سالن وایسادن...

-"مهکامه! کلاس تشکیل نمیشه؟؟؟"

-"چی؟الکی نگید؟"

/ 23 نظر / 12 بازدید
نمایش نظرات قبلی
هم درد

سلام لینکت کردم با همون اسم هم درد لینکم کن راستی ممنون که سر زدی

the girl

سلاااااااااااااااام بر اجي خرررررررررررم...[شکست]

محسن

[گل][گل[گل]سلام سلام خوبی[چشمک]

فاطمه

سلام مهكامه جان...مرسي پيش منم اومدي[گل] قالب قشنگي داري... از جمله ي قشنگتم ممنوم ايشالا آپ كني از اين به بعد...بياييم بخونيم...كامنت بذاريم شاد باشي ي ي ي تو درسو دانشگاهو مهمتر از همشون زندگيت سربلند[ماچ]

فاطمه

لینک کن مهکامه جان...منم لینکت میکنم[ماچ]

ا.ن

سلام چه جالب این مشکلو استادای ما هم همیشه داشتن!

ف@طمه

خونسرد باش عجیجم [نیشخند]

منحنی

سلااااااااااااااااااااااااااااااااااام [بغل] چقدر اینجا قشنگتر شده [پلک] من که در هر صورت از تشکیل نشدن کلاس استقبال میکنم [زبان]

باران پاییزی

سلام چطوری ؟ آخی الهی واقعا خیلی حرص آدم در میاد. [زبان]