خداااااااااااااااااااااااااااااااااا جوووووووووووووووووووووووون

همش تقصیر من بود.خودمو نمی بخشم.من بودم که به عاطفه و شیما گفتم گوشی هاتونو بیارین.من بودم.این انصاف نیست که اونا مجازات بشن.اونم واسه کار نکرده.بهشون تهمت زدن.نمی ذارن حرف بزنن و از خودشون دفاع کنن.این ته نامردیه.اینه دیگه نه؟مدرسه ی ما که خیر سرش شاهده و مثلا اسلام توش درست اجرا میشه اینه؟نه؟می خواستم برم خودمو معرفی کنم ولی موقعیت خوب نبود.خدا کنه فردا اسم منم لو بره.البته ما فقط گوشی هامونو بردیم.اینا مشکلشون اینه که یه فیلم سکسی بوده که بچه ها واسه هم بلوتوث می کردن.ولی ما اصلا روحمون هم خبر نداشت.واسه عاطفه چند بار درخواست قبول بلوتوث از طرف یه نفر که ما نفهمیدیم کیه و اسم بلوتوثش نازنین بود  اومد.عاطفه چند با کنسل زد.دید دیگه داره سیریش میشه اَکسٍپت کرد.یه دوربین مخفی بود.سکس نبود ولی خوب هم نبود.ما فکر کردیم اینا مشکلشون اینه ولی....

 

اون روز که شیما مامانش فهمید که می خواد بیاره مدرسه.صبحش گوشی شو گرفت.شیما بیچاره اصلا گوشی نیورده بود.اون چرا؟عاطفه چه گناهی کرده؟چرا سه روز اخراج؟این حقش نیست.این چه وضعیه.امروز که اومدم خونه اصلا حالم خوب نبود.خوابیدم.چه خوابی اولش همش خواب های وحشتناک.ولی بعد اصلا دیگه یادم نیست.وقتس از خواب پا شدم فکر کردم همشو تو خواب دیدم.بعد که زنگ زدم به عاطفه فهمیدم راسته.فکرم اصلا کار نمی کنه.فردا کلی درس دارم.اصلا نمی تونم درس بخونم.خدا کنه منم لو برم.خدا کنه.خدایا!من از لحاظ بابا و مامانم مشکلی ندارم.من به مامانم همه چیز رو گفتم.اصلا من چون گوشی مامانم حافظه اش زیاده.گوشی خودم و مامانم رو عوض کردم.ولی مامان و بابای اونا طرفدار مدسه هستن.خدای من به کدامین گناه!؟!؟!؟!؟!

 

خدایا ! کمکشون کن.خدایا اونا بی گناهن.چرا اونا باید به پای بقیه بسوزن.خدا جون این انصاف  نیست.خدایا خطا کار رو خودت رسوا کن.به حق این لحظه های قشنگ اذان.می دونم خودت بهتر می دونی چی کار کنی.ولی خدایا عذاب وجدان داره خفم می کنه.خدایا کمکم کن.یا اونا رو از این مخمصه نجات بده یا منم لو برم.من تحمل ندارم.دلم می خوام تو غم بچه ها شریک باشم.خدا جون دارم دیوونه میشم.کمکشون کن.

 

تا قبل از این ماجراها طعم استرس و ترس و دلهره و نگرانی رو نچشیده بودم ولی حالا فهمیدم...

 

معلوم نیست کدوم خود شیرینی و ...ای لو داده.تازه همین دو نفر نبودن.از کلاس ما با عاطفه و شیما میشد 4 نفر.از اولا . از سوماا.از کلاسای دیگه.شاید بگم بیست نفری می شدن.یه عده وضعشون خیلی افتضاح بود که اونا زنگ خورد موندن که تکلیفشون همین امروز روشن بشه.یه گروه مثه دوستای گلم،که امیدوارم منو حلال کنن 3 روز اخراج شدن.فردا هم باید والدینشون بیان گوش هاشونو هم بیارن.یه عده هم 1 روز اخراج که اونا هم والدینشون باید فردا بیان گوش ها شون رو هم بیارن.اما همین دسته سوم نصفشون حقشون نیست.باید بیشتر جریمه می شدن.شما بگین کسی که هرروز گوشی میاره 1روز اخراج میشه بعد کسی که 2روز آورده(مثه عاطفه) 3روز اخراج.این انصافه؟

 

راستی شرمنده که به همه سر نزدم.

 

/ 20 نظر / 9 بازدید
نمایش نظرات قبلی
شاهد

سلام انشا... مشکل حل میشه من هم دعا می کنم

امير

سلام عزيزم خوبی وب باحالی داری دمت گرم کلی حال کردم

محسن

غصه نخور پير می شي ها

زندوني

قديما با معرفت تر بودي و بيشتر به ما سر مي زدي در هر صورت باز هم منتظر هستم بيا و مثل هميشه كلبه تنهايي منو روشن كن مرسي گلم