Stand by

سلام به همه دوستان عزیزم....

اولا باید از تمام کسایی که اومدن و سراغمو گرفتن تشکر کنم...فکر نمیکردم کسی اصلا بفهمه که من هستم یا نیستم.خیلی ذوق مرگ شدممژه

بعدش اینکه اصلا جدیدا وبلاگم نمیاد! (اصطلاح جدیدیه ک تو دهنم افتاده)

گفتم وبلاگو به حالت stand by دربیارم تا بعدا که وبلاگم اومد بازم بنویسم.اما هم به دوستام سر میزنم، هم کامنتای وبلاگمو میچکم!!!

قربان شما،اینجانبچشمک

/ 21 نظر / 16 بازدید
نمایش نظرات قبلی
میلاد

خداوندا نمی دانم نمی دانم ونتوانم به کس گویم... نمی دانم خداوندا فقط می سوزم ومی سازم وبادرد پنهانی بسی من خون دل دارم ولی بی آب وگل دارم به پوچی ها رسیدم من به این دوران نامردی رسیدم من نمی دانم... نمی جویم... نمی پرسم... نمی گویند... نمی جویند... جوابی را نمی دانند... سوالی را نمی پرسند و از غمها نمی گویند چرا من غرق در خویشم؟ چرا بی گانه از خویشم؟ خداوندا رهایی ده کلام آشنایی ده خداوندا آشنایم ده... خداوندا پناهم ده...امیدم ده... خداوندا در هم شکن این سد راهم را که دیگر خسته از خویشم که دیگر بی پس و پیشم فقط از ترس تنهایی هر از گاهی چو درویشم و صوتی زیر لب دارم وبا خود میکنم نجوای پنهانی...که شاید گیرم آرامش ولی ان هم علاجی نیست و درمانم فقط درمان بی دردیست و آن هم دست پاک ذات پاکت را نیازی جاودانی ست

ا.ن

سلام.وب زیبایی داری.خوشحال می شم به منم سربزنی.

bahar

سلام بانو اینجانب[نیشخند] یعنی کامنت منم میچکه؟ چکه چکه؟[نیشخند] ایشالا وبلاگت با اسب سفید میاد[نیشخند]

محسن

سلام سلام خوبی رسیدن بخیر خوش اومدی [لبخند]

katti

[ماچ]سلام مهکامه عزیز ممنون از حضورت[دلشکسته]

مهرداد

سلام بایه سوال اپم نظرهم دوست داشتی بذار

bahar

پس کی از استند بای در میای؟